۵ مطلب با کلمه‌ی کلیدی «دانشگاه» ثبت شده است

زیست شناسی سلولی مولکولی| قسمت سوم | شرایط و جو حاکم

می رسیم به قسمت سوم که از نظر من مهم ترین قسمته. بذارین از قصه خودم شروع کنم. 

من سال کنکورم از آبان شروع کردم به خوندن و دوره جمع بندی واقعا کم گذاشتم، رتبه کنکورم تو سهمیه 5659 و توی کشور 19060 و تو زیر گروه 1 5419 بود، بدون تاثیر مثبت سال سوم و پیش دانشگاهی. زیست شناسی سلولی مولکولی انتخاب 133 ام من بود ( فکر کنم همین عدد به اندازه کافی نشون دهنده بی میلیم نسبت به این رشته باشه. ) خوب یادمه بعد از زیست شناسی سلولی مولکولی، تغذیه دانشگاه غیر انتفاعی وارستگان رو زده بودم و یه جورایی خودم رو دانشجو علوم تغذیه حساب می کردم. تا اینکه شب اعلام نتایج به جای تغذیه ، زیست شناسی سلولی مولکولی دانشگاه فردوسی اومد. اولش شوکه بودم. حتی من شناخت کافی از این رشته نداشتم. آشناییم در حد معرفی رشته های کانون بود و هیچ فردی نبود که به طور مستقیم ازش بپرسم. فردای روز اعلام نتایج، عید غدیر بود و همه رفته بودیم خونه مامانیم. هر کسی از من می پرسید چی قبول شدی یه جوری زیر لب می گفتم زیست سلولی مولکولی که متوجه نشن و در جواب « چی هست؟» هاشون حرفی نداشتم که بزنم. 

اون شبا با دوستام که صحبت می کردم، ناراحت بودم. تا اینکه یکیشن بهم گفت خودتو لوس نکن دیگه. یادته چقدر توی دبیرستان عاشق زیست شناسی بودی. الانم به خواسته ات رسیدی دیگه. مگه بده؟

گذشت تا اینکه وارد دانشگاه شدم. به جرئت می تونم بگم، شرایط ترم 1 فاجعه بود. درسای عمومی و مزخرف، بچه ها اکثرا از پزشکی مونده بودن و به اجبار انتخابشون زیست شناسی بود. بعضی ها سر کلاس بغض می کردن و دانشکده تاریک هم مزید بر علت بود. فضای دانشکده علوم واقعا دلگیره. خیلی ها همون ترم یک انصراف دادن تا دوباره برای کنکور بخونن. حدود 8 نفر رفتن و از ورودی 32 نفره ما بیست و خرده ای نفر موندن. یه سری با علاقه و یه سری از سر اجبار

ترم دو شد. درسا کمی مرتبط تر و جذاب شدن. میکروبیولوژی و زیست گیاهی منو مشتاق کردن و علاقه ام بیشتر شد. ترم سه همین روند ادامه داشت تا اینکه ترم 4 با وجود درسی مثل زیست سلولی و استادی مثل دکتر متین، تصویری از آینده ام دیدم. به خودم گفتم اینه فاطمه! اینجا همون جایگاهته و بهترین جاییه که می تونی باشه. 

الان، من عاشق رشته امم. تک تک جزئیاتی که باعث شگفتیم می شه و به خدای من ، نزدیک ترم می کنه. 

اگر شما عاشق کارهای تحقیقاتی، عاشق کشف کردن و عاشق زیست شناسی هستین، اینجا جای شماست. اگر دیدن تصویرمیکروسکوپی سلولای زنده قورباغه شگفت زده تون می کنه زیست شناسی بهترین انتخاب می تونه باشه. 

ولی اگر کارهای بالینی دوست دارین. دوست دارین در ارتباط با کسانی که درمانشون می کنید، باشید پس سراغ زیست شناسی نیاین. اگر از حیوانات (بزرگ و کوچیک) خیلییی می ترسین، نیاین. اگر به دانشگاه به چشم فضای دو جنسیتی نگاه می کنید و فکر می کنید قراره بخورین به کسی و جزوه هاتون بریزه رو زمین و عاشق شین، علوم پایه مخصوصا زیست شناسی نیاین. تو کلاس ما حداکثر 3 یا 4 نفر پسر هستن. اگر می خواین فقط یه مدرک بگیرین برین زیست شناسی نیاین.

زیست شناسی مطالعه زیاد می خواد، عشق می خواد و زندگی که به پاش بریزین. 

  • فاطمه
  • چهارشنبه ۲۰ تیر ۹۷

زیست شناسی سلولی مولکولی| قسمت دوم | واحد ها و مهارت ها (2)

اگر پست های قبل رو نخوندید به ترتیب بخونید:

قسمت اول | معرفی کلی

قسمت دوم | مهارت ها و واحد ها (1)

×××

سیدیم به ترم 3 

ترم سوم زبان خارجه عمومی، مهارت های آزمایشگاهی در زیست شناسی، شیمی آلی 2 و آزمایشگاهش، بیوشیمی 1 و آزمایشگاهش، میکروبیولوژی 2 و آزمایشگاهش،  زیست شناسی جانوری و آزمایشگاهش رو داشتیم. خود گزارش کار نوشتن برای آزمایشگاه ها کاری سخت طاقت فرسا بود که کل ترم بیچاره مون کرد. 

درس مهارت های آزمایشگاهی در زیست شناسی بر خلاف اسمش کامل تئوری بود. یه پلیت کشت سلولیم سر کلاس نیاوردن که ببینیم حداقل و همونطوری که می تونید حدس بزنید امتحان هم کاملا تشریحی بود. کلا درس نچسبی بود و فایده ای برای من یکی نداشت!

شیمی آلی دو روی مسیر های واکنشی و مولکول های آلی متمرکز بود و سر فصلاش کربوکسیلیک اسید ها و مشتقاتش، الکل ها و فنل ها و اتر ها بود! مثلا شما باید می خوندید که الکل های نوع دوم چطور  سنتز می شن و چطور اکسید می شن و چطور احیا می شن ! :| همچنان تاکیدم روی استاده! استاد خوبی برای شیمی آلی نداشتیم ما! آزمایشگاهش هم توی (این پست) می تونید شرح مفصلی ازش بخونید.

توی بیوشیمی 1 بیشتر در مورد ساختار ها می خوندیم، ساختار کربوهیدرات ها، اسید های آمینه، لیپید ها و ویتامین ها و نوکلئوتید ها، کمی هم کاربردیش کردیم.ولی خب بیشتر وقتمون به حفظ کردن ساختار ها می گذشت. بیوشیمی یک می تونه درس راحتی باشه. اگر به طور مداوم خونده بشه. آزمایشگاه بیوشیمی یک هم اکثرا به شناسایی و آزمایش های اختصاصی هر کدوم از بیومولکول ها گذشت

میکروبیولوژی دو که در ادامه میکروبیولوژی یک بود، اوابل به مورفولوژی و ساختار باکتری ها پرداخته شد و بعد ژنتیک پروکاریوت ها و متابولیسمشون و در نهایت به بیوتکنولوژی ختم شد.  نسبت به میکروبیولوژی یک مفهومی تر بود. البته غیر از متابولیسم :|

آزمایشگاهش حقیقتا چیزی بیشتر نبود. من فکر می کنم همون آزمایشگاه میکروبیولوژی یک کار رو تموم کرد. ولی اگر بخواید بدونید، تست حلالیت در پتاس برای باکتری های گرم منفی انجام دادیم، رنگ آمیزی دیواره و رنگ آمیزی هسته و هم چنین رنگ آمیزی گرانول های باکتری ها،یک جلسه سرگیجه آور رسم منجنی رشد داشتیم و بعد کشت باکتری های بی هوازی. یک جلسه هم استاد از خونه شون آویشن و دارچین و سبزی آوردن و ما کشت دادیم که متوجه شیم آیا آلوده بودن یا نه!

زیست شناسی جانوری هم که مشخصه! اول با پروتوروئر ها شروع کردیم، بعد از جانوران خیلی پست مثل اسفنج ها شروع کردیم و در نهایت به اشرف مخلوفات(!) رسیدیم. 4 واحد بود و ای کاش استاد بهتری برای این درس داشتیم.

آزمایشگاه زیست جانوری هم جلسات اول با میکروسکوپ لام های آماده نگاه کردیم، پروتوزوئر ها، جانوران ذره بینی و کم کم نمونه های فیکس شده تو فرمالین و عقاب های خشک شده دیدیم. دو جلسه آخر هم به تشریح و در دست گرفتن قورباغه (شما تصور کنین چقدر صدای جیغ دخترا از تو آزمایشگاه اومد) و تشریح موش گذشت.

 

ترم چهارم که ترم اخیر باشه خیلی سبک بود. واحد های زیادی ارائه نمی شد و در 17 واحد داشتیم که 4 واحدش عمومی بود. درسایی که داشتیم سنگین بود به نسبت. زیست شناسی سلولی و آزمایشگاهش، بیوشیمی 2 و آزمایشگاهش، تشریح و مورفولوژی گیاهی و میکروبیولوژی محیطی داشتیم. 

زیست شناسی سلولی تا الان با اختلاف زیاد جذاب ترین درس ممکن بود. استادی که داشتیم عالی بودن. واقعا عالی بودن [دکتر متینِ جان] تا جلسه 6 در مورد میکروسکوپ و تکنیک های مختلف توی زیست شناسی سلولی خوندیم، از جلسه هفت تا 11 در مورد غشا سلول و هسته خوندیم و بعد وارد بخش جذاب PROTEIN SORTING شدیم. به این صورت که تک تک اندامک های داخل سلولی رو بررسی می کردیم و این که چه طوری پروتئین های مربوط به هر اندامک می فهمیدن چطور برن تو اندامک، سیگنال ها و گیرنده هاشون و بعد به مبحث زیست شناسی مولکولی رسیدیم که یه چور دیگه جذاب بود. همش جذابیت و عاشقی بود برای من

در مورد آژمایشگاهش توی [این پست ] توضیحات مفصلی دادم. 

بیوشیمی 2 در مورد بوانرژتیک و متابولیسم هر کدوم بیومولکول ها بود، چرخه ها و مسیر ها، مخصوصا متابولیسم لیپید ها و اسید های آمینه سرگیجه آور و به شدت سخت بودن! از اون درسا بود! آزمایشگاهش هم بیشتر به اندازه گیری فعالیت آنزیم و الکتروفورز و اندازه گیری غلظت پروتئین ها گذشت. 

تشریح و مورفولوژی گیاهی درس فوق العاده جذابی بود. یه جور مهندسی معکوس خلقت بود. به این صورت که یه سری آدم رفتن همه جور برگ تو عالم رو نگاه کردن و اونا رو بر اساس نحوه اتصال به شاخه، حاشیه برگ، شکل برگ دسته بندی کردن. این مسئله در مورد گل و گل آذین و میوه هم صدق می کنه. بعد از خوندن این درس همه برگایی که به نظرتون مثل هم میومدن به صورت خیلی جذابی با هم متفاوت می شن و اونجاست که می گین خدایا شکرت که این همه تو خلقتت جزئیات جذاب وجود داره.

میکروبیولوژی محیطی هم یک درس اختیاری بود که به چهار بخش کلیات، میکروبیولوژی خاک، آب، هوا تقسیم می شد. میکروبیولوژی محیطی شما رو با اجتماعات ریزی که هیج وقت با چشم قرار نیست ببینینشون صحبت می کنه و بهتون نشون می ده زندگی حتی تو کف اقیانوس ها، روده شما، روی یک دونه خاک جریان داره

××××

اگر سوالی در مورد هر کدوم از این درسا دارین بپرسین که هیچ قسمت مبهمی براتون نمونه

ترم های بعدی هم قسمت دوم رو ادامه می دم. ترجیح می دم با آگاهی نسبتا خوبی در موردشون صحبت کنم. ولی اگر بخواید بدونید چه درسایی قراره باشه اینا تصاویر چارت درسیه [نیمسال 5 و 6] [نیمسال 7 و 8]

  • فاطمه
  • پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷

زیست شناسی سلولی مولکولی | قسمت دوم | مهارت ها و واحد ها (1)

اگر نخوندید، اول قسمت یک رو بخونید:

قسمت اول | معرفی کلی رشته 

×××

در مورد واحد ها به طور کلی دانشگاه ها کمی سلیقه رو وارد چارت می کنن. مثلا من شیمی آلی 1 و شیمی آلی 2 رو که در مجموع 4 واحد می شد پاس کردم ولی یکی از دوستام توی دانشگاه تبریز مبانی شیمی آلی که سه واحد بود پاس کرد. یه سری تفاوت ها توی چارت و در مورد دروس پایه وجود داره. برای همین ممکنه کمی تناقض توی چارت ها پیدا کنید که بیشتر مربوط به دروس پایه می شن. 

ترم 1 دانشگاه خودش برای دانشجو ها انتخاب واحد کرد و درسایی که اون ترم داشتیم ریاضی عمومی، شیمی عمومی و  فارسی عمومی و مبانی زیست شناسی بود که اکثرا همون درسای دبیرستان رو کمی پیشرفته تر بیان می کنن. در مورد مبانی زیست شناسی هم دکتر قاسم زاده که پیشکسوت گروه زیست شناسی دانشکده ما هستن،  برنامه ای رو طرح ریختن که اساتیدی که تو هر فیلد تخصص داشتن برای دانشجوها یک مبحث رو تدریس می کردن. کلا هدف این درس علاقه مند کردن دانشجو هایی بود که به ناچار وارد این رشته شده بودن.

ترم دوم درسا کمی تخصصی شد اما همچنان تو پایه گیر کرده بودیم. ترم دوم بیست واحد برداشته بودم که شامل اکولوژی عمومی،میکروبیولوژی 1 و آزمایشگاهش، شیمی آلی 1 و آزمایشگاهش، زیست شناسی گیاهی و آزمایشگاهش و  آمار زیستی و مهارت های زندگی دانشجویی بود.

اکولوژی عمومی توسط دکتر قاسم زاده تدریس می شد،در مورد برهمکنش های تو طبیعت، بیوم های مختلف و سازش ها و چرخه های مواد توی طبیعت بود. به طور کلی اکولوژی درس خیلی جذابیه و اگر کمی با استاد همراه بشید می تونید آیه های زیادی از خلقت خدا رو تو این درس ببینید. برای ما که سلولی مولکولی بودیم، آزمایشگاه اکولوژی ارائه نمی شد. ولی بچه های گیاهی و جانوری آزمایشگاه داشتن.

میکروبیولوژی یک به مطالعه ساختار باکتری ها، سیستماتیک باکتری ها (با تمرکز بر باکتری های بیماری زا) و ایمونولوژی و به طور خیلی خلاصه به میکروبیولوژی آب و خاک و هوا می پردازه. (به طور تفضیلی توی میکروبیولوژی محیطی درموردش گفته می شه)

توی آزمایشگاه میکروبیولوژی یک با رنگ آمیزی گِرَم، تست آنتی بیوگرام، تست های بررسی کیفیت آب، رنگ آمیزی اسپور و رقیق کردن باکتری ها (پورپلیت ) آشنا می شید و انجام می دید. 

شیمی آلی یک درس آسونی نیست اگر استاد خوبی نداشته باشید. من استاد خیلی خوبی نداشتم و تمام علاقه ام به شیمی آلی 1 پرید. به طور کلی ابتدا به آلکان ها و آلکن ها می پردازه و از قسمت واکنش ها و ترکیبات آروماتیک جذاب می شه. من عاشق سوال هایی بودم که می گفت فلان ماده از بنزن سنتز کنید. خلاقیت تو اینجور سوالا جای مانور زیادی داشت.

در مورد آزمایشگاه آلی 1 و 2 به طور مفصل توی پست جداگانه (این پست) گفتم. ولی یه چیزی تو این پست گفته نشده. اگر شما آسم دارین بهتره درمورد آزمایشگاه شیمی آلی 1 و 2 با احتیاط بیشتری عمل کنید و هر جلسه با خودتون ماسک فیلتر دار(تاکید می کنم فیلتر دار) همراه داشته باشین. من از سر آزمایشگاه شیمی آلی حالم به شدت بد شد و حتی کارم به مراکز درمانی هم کشیده شد. برای همین شاید برای خیلیا مهم نباشه. ولی واقعا می تونه مشکل زا باشه.

زیست گیاهی یه درس گوگولی سه واحدیه که تمام اون خاطره های بد زیست گیاهی دبیرستان رو می شوره و می‌بره. استادی که ما داشتیم ماه بودن، ماه! دکتر پیرانی عزیز کاری کردن تا من دیوونه زیست گیاهی و آزمایشگاهش بشم و بهترین نمره های ترم 2من همین دو تا باشن.

آزمایشگاه زیست گیاهی شما انواع مقطع های ساقه، ریشه، برگ رو نگاه می کنین.خودتون از گیاه جدا می کنید و همونجا با رنگ های مخصوص رنگ آمیزی می کنید و به طور کلی مشابه آزمایشگاه زیست شناسی دبیرستانه ولی یه لول بالاتر.

آمار زیستی  درس سختی می تونه باشه اگر استاد خوبی نداشته باشین و خودتون در طول ترم نخونده باشین. برای من این طور بود.  اصلا نمی تونستم باهاش کنار بیام. ولی به طور کلی همون آمار توصیفی و استنباطیه با کمی رویکرد زیستی و برای درس ژنتیک 1 لازمه پاس کردنش.

×××

قسمت دوم |مهارت ها و واحد ها (2)

  • فاطمه
  • پنجشنبه ۱۴ تیر ۹۷

زیست شناسی سلولی مولکولی | قسمت اول |معرفی کلی رشته

اول اول باید بگم اطلاعات من در حد یه دانشجوی ترم چهاره. ممکنه ناقص یا غلط باشه. اگر جایی رو اشتباه کردم، به نا آگاهیم ببخشید

زیست شناسی سلولی مولکولی شاخه ای از زیست شناسیه که تمرکزش روی سلول و فرایندای سلولیه. بدن هر انسان از تریلیون ها سلول ساخته شده که بر اساس نیاز بافت و بدن به اشکال مختلفی در اومدن. و باور کنید که نظام مند ترین جزء خلقت همین سلول ها هستن. هر چیزی سر جای خودش قرار داره و فقط کافیه که یک کد توی جای مناسب خراب بشه، اونوقت فاجعه می شه. یه وقتایی به خاطر تدابیر سلول این فاجعه ها رد می شن یه وقتایی نه، می شن فاویسم، I cell dieses یا سرطان.

ما چی کار می کنیم؟

زیست شناسان سلولی مولکولی تمرکزشون روی مسیر های داخل سلولیه. این که چطوری سلول می فهمه باید چی کار کنه. برای انجام هر کاری توی سلول یه سری سیگنال داریم که وقتی سیگنالا به گیرنده شون متصل می شن یه سری نقل و انتقالات صورت می گیره و یکی از کارای زیست شناسای سلولی اینه که این مسیرا، سیگنال ها، نحوه کنش و واکنش رو شناسایی کنن. متوجه بشن که وقتی این مسیرا معیوب می شن چه اتفاقی می افته و سعی کنن راه هایی برای ترمیم مسیر های معیوب پیدا کنن.

مثلا ما یک پروتئین داریم تو سلول اسمش P53 ئه. این پروتئین القای مرگ سلولی برنامه ریزی شده می کنه که به اصطلاح بهش Apoptosis گفته می شه. کارش اینه که می بینه ای داد بی داد. پروتئین کنترل کننده تقسیم سلولی خراب شده، درست کار نمی کنه، سلول داره بی رویه تقسیم می شه و ممکنه ایجاد سرطان کنه. پس P53  میاد مرگ سلولی رو استارت می زنه که دیگه این روند ادامه پیدا نکنه. حالا توی یک سری سرطان ها این پروتئین معیوب شده و سلول دیگه خودکشی نمی کنه. برای همین سلولایی که تقسیم بی رویه انجام می دن از کنترل خارج می شن و سرطانی می شن.

حالا کار یک زیست شناس سلولی در گذشته شناسایی این پروتئین و عملکردش بوده. حالا که بر همگان آشکاره که چقدر این پروتئین می تونه مهم باشه روش کار می کنن تا بتونن جلوی روند تخریبش رو بگیرن یا یک راهی برای درمان سرطان هایی که به خاطر نقص این پروتئینه پیدا کنن. 

یا یک مثال دیگه. ژن های BRCA 1 , BRCA 2 ژن هایی هستن که می تونن فرد رو مستعد سرطان سینه کنن. این که چطور این کار انجام می شه و چطور می شه جلوش رو گرفت و چطور می شه درمانش کرد پژوهش هاییه که حتما نیاز به یک متخصص زیست شناسی سلولی مولکولی داره. 

+++

این از پارت اولش. پارت دوم رو امشب یا فردا میذارم. 

در مورد مرگ سلولی برنامه ریزی شده هم مقاله های خیلی جالبی وجود داره که یکی از حوزه های مورد علاقه من برای پژوهشه. حتما حتما یک روز براتون در موردش می گم :)

اگر سوالی دارید حتما بپرسید. یا به بخش های آینده اضافه می کنم یا  همینجا پاسخ می دم

×××

قسمت دوم | واحد ها و مهارت ها (1)

قسمت دوم | واحد ها و مهارت ها (2)

  • فاطمه
  • دوشنبه ۱۱ تیر ۹۷

ساچ عه واو

شنبه ها ساعت 12 آژمایشگاه زیست شناسی سلولی داریم. 

همیشه فکر می کردم قراره کشت سلول انجام بدیم و از این حرفا. ولی تا جلسه 4 که فقط داشتیم میکروسکوپا رو سیخ می کردیم. (کنایه از دل و جگر میکروسکوپ رو در آوردن) و تهدید می شدیم که فلان قطعه n میلیون تومان خریده شده و با با وضع فعلی دلار خودتون حسب کنین که بیفته زمین چقدر باید خسارت بدین!. یعنی دانشجوی بی نوا زمانی که یک عدسی میکروسکوپ فاز کنتراست تو دستش نگه می داشت سکته ناقص می زد و احیا می شد.
از جلسه 4 به بعد کمی جالب شد. بر خلاف آزمایشگاه های دیگه ای که تا داشتیم، آزمایشگاه زیست شناسی سلولی با سلول زنده سر و کار داریم. جلسه 4 «سلول های کام فوقانی دهان» رو دیدیم، جلسه 5 بشره (پوسته) شمعدانی و جلسه 6 گلبول های قرمز و سفید «خانم عین» رو  رنگ کردیم و دیدیم.  (هر چند که من خیلی دلم میخواست خون بدم . خیلبا! ولی لانست رو به دست ایشون زدن :|)
آخر جلسه 6 که می شد شنبه هفته ای که گذشت، (15 اردیبهشت) استاد جان، گفتن که "هفته دیگه هیچکس غایب نشه چون می خوایم بافت زنده قورباغه رو نگاه کنیم. از کفتون می ره به عبارتی. من خودم کل ترمو منتظر این جلسه ام، بس که هیجان انگیزه" 
همین جمله یک و نیم خطی باعث شد که من در اوج بی خوابی، ساعت 12 شنبه خودم رو برسونم به آزمایشگاهسلولی تا قتل قورباغه انجام بدیم.
در بدو ورود صدای جوجه شنیدیم. توی آزمایشگاه سلولی که مشترک با آزمایشگاه جنین و بافت شناسی هم هست یک دستگاه جوجه کشی داریم که توش یه عالمه تخم مرغ گذاشتن تو دمای 37 و اندکی درجه . شنبه یکی از جوجه ها در اومده بود ولی از اونجایی که دکتر خیر آبادی مسئولش بودن ماها اجازه نداشتیم جوجه رو در بیاریم. خلاصه که جوجه گرمش بود. تاریکم بود و ترسیده بود و گول خورده بود که به جای لونه از دستگاه سر در آورده و حسابی ترسیده بود و جیک جیکش به هوا بود. 
 اولش که توضیحات بود که چی میخواین ببینین و این چیزا بعدش هم بهمون گفتن شیشه خیار شور روی میزو بردارین و قورباغه رو بیهوش کنید و یکی که نمی ترسه با سوزن ته گرد دست و پاشو فیکس کنه. 
این وسط بگم که کد آزمایشگاه ما برای بچه های سلولی بود ولی چند نفر از دوستانی که زیست گیاهی و زیست جانوری می خوندن هم تو کد ما هستن که این دوستان گرام(!) آزمایشگاه فیزیولوژی جانوری که ما ترم 5 پاس می کنیم رو پاس کردند در نتیجه خیلی بیشتر از ما سلولی های بی نوا که فقط آزمایشگاه جانور شناسی با قورباغه (تازه اونم قورباغه نبود، وزغ بود) مواجهه شدیم، قورباغه دیدن و تشریح کردن.
خلاصه، رفتیم شیشه خیار شور رو از روی میز استاد برداشتیم و قورباغه جان با تمام تنفری که نسبت بهمون داشت، نگاهمون می کرد. یک پنبه آغشته به کلروفرم انداختیم توی شیشه که قورباغه جان رو بیهوش کنیم. چند دقیقه بیشتر نگذشته بود که مستر قورباغه (نر بود) چشماش بسته شد. شیشه رو یکم کج کردیم و دست و پای بی حسش در امتداد جاذبه می چرخیدند. از شیشه خیار شور خارج کردیم و گذاشتیمش رو تشتک تشریح. با سوزن ته گرد دست و پاش چسبوندیم به کف پارافینی تشتک (البته ما نچسبوندیم. «آقای الف» که از ورودیای خودمونن تقریبا به عنوان تک پسر آزمایشگاه قبول زحمت کردن). پنبه کلروفرمی رو  گذاشتیم جلوی بینینش که یه وقت به هوش نیاد بشه بلای حونمون.  و شروع کردیم. 
اول ِ اول، چهار تا لام برداشتیم و روش سرم فیزیولوژی ریختیم. بعد «خانم عین» دهن قورباغه رو گرفت و با قسمت تیز اسکالپل* از کام فوقانی نمونه گرفت و روی لام هممون گذاشت ما ام لامل گذاشتیم و به سرعت به سمت میکروسکوپ دویدیم که مبادا حرکت مژک های کام فوقانی رو از دست بدیم. (چون مژک ها کمی بعد از بیهوش شدن دیگه حرکت نمی کنن). چون توی این آزمایش اهمیت زمان خیلی بالا بود و نمی شد زمان توسط ما مبتدی ها (!) به خاطر تنظیم میکروسکوپ هدر بده، خود دکتر اومدن و دنبال میدان دید مناسب گشتن. ولی چون اسکالپل رو خیلی محکم نکشیده بودیم سلول های زیادی جدا نشده بودن.
 منم که اعصاب خرد! با اعتقاد به اینکه خودم بهترمی تونم سلول جدا کنم (علیرغم اینکه از قورباغه می ترسیدم و تا حالا هیچ سلولی جدا نکرده بودم :)) )با شجاعت تمام به سمت تشتک تشریح رفتم. گویا آقای الف هم همین فکرو کرده بود چون کمی قبل از من بالا سر قورباغه رسیده بود. بازم خدا خیرش بده دهن قورباغه رو باز نگه داشته بود که من نمونه بگیرم. منو میگی چنان اسکالپل کشیدم به کام این قورباغه بدبخت که کامش خونی شد ! (توی نمونه گیری از کام نباید خون بیاد) یه عالم سلول گذاشتم رو لام و بعدشم لامل. تا خواستم بذارم زیر میکروسکوپ دکتر جان اومد و برام حوزه رو پیدا کرد. 
بنده خدا یه نگاه به من می کرد یه نگاه به میکروسکوپ. از آخرم گفت "خودت گرفتی یا آقای الف؟ " گفتم خودم گرفتم. بده؟  ایشون هم گفتن " نه خیلیم خوبه" و بعد از کلی آفرین و مرحبایی که نثارم کردن به بچه ها گفتن  بیاین اینجا حرکت مژک ها رو ببینین. منو میگی چنان حس غرور بر من غلبه کرده بود که نگو... اصن تو دلم قل قل می کرد :) 
تا خواستم عکس و فیلم بگیرم  بچه ها مثل هانگر گیم ریختن سر میکروسکوپ و ول نمی کردن این نمونه رو :| یعنی وقتی یک نمونه خوب اعلام می شه اتک می زنن، جوری که حتی نمونه گیرنده بدبخت نمی تونه یه عکس بگیره. خلاصه که در نهایت فیلمو گرفتیم و رفتیم سراغ نمونه بعدی. فیلمش رو براتون میذارم که ببینین چقدر می تونه جذاب باشه
 
 
نمونه دوم سلول های بافت پوششی شکم قورباغه بودن که « خانم عین» زحمت کشیدن اسکالپل به شکم قورباغه بنده خدا رو کشید و با تجربه نمونه قبلی چنان محکم کشید که روده های قورباغه جا به جا شدن. هم گروهیمون «فائزه» نمونه رو گرفت و گذاشتیم زیر میکروسکوپ. سلولای چند وجهی گوگولی به هم چسبیده بودن. تصویرش رو براتون می ذارم.
 
 
از اینجا به بعد دیگه باید بدن قورباغه رو می شکافتیم. «خانم عین» قیچی تشریح رو برداشت و مثل نون (!) شکم قورباغه بی نوا رو برید . میخواستیم از بافت ریه اش نمونه برداریم که هم بافت رو ببینیم، هم حرکت گلبول های قرمز تو مویرگ های ریه. به قلب که رسیدیم، قلب رو کندیم که با این کار قورباغه بمیره و دیگه به هوش نیاد. یک لام از خون نمونه گرفتیم و قسمتی از بافت ریه رو برداشتیم و با انتهای سوزن تشریح تو شیشه ساعتی له کردیم که لایه سلولی نازک شه. یکم نمونه گرفتیم و گذاشتیم زیر میکروسکوپ. گروه ما نتونست حرکت خوبی رو ببینی ولی گروه «نون ها » ( سه نفرن که هر سه نفر تو اسمشون حرف نون رو دارن) حرکت خیلی خیلی جالبی رو دیدن. خود استادم برگاش ریخته بود میگفت گلبولای قرمز دیوانه شدن. :))  
من از لام  گلبول قرمز عکس نگرفتم ولی فیلم رو براتون می ذارم
 
حرکت گلبولای قرمز در بافت ریه
 
بافت بعدی رو من نبودم که براتون تعریف کنم و دیگه فکر کنم صحبتی هم نشه برای این بافت کرد D: 
+++
پا نویس 1: شنبه، 22 اردیبهشت برای من یکی از TOP 10 اتفاقات هیجان انگیز زندگیم تا به اینجا بود. یعنی هی فیلماشو می بینم ذوق می کنم. 
پانویس 2: صداهایی که تو پس زمینه فیلماست هیچ کدوم صدای من نیست :دی
  • فاطمه
  • چهارشنبه ۲۶ ارديبهشت ۹۷
زندگی صحنه ی یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه ی خود خواند و از صحنه رود
صحنه پیوسته به جاست
خرم آن نغمه که مردم بسپارند به یاد
×××
لطفا وبلاگ رو به خاطر خودش بخونید. نه به خاطر دنبال شدن یا دنبال کردن.